موضوع تحقیق :

 

 

 

 

علل بروز ناهنجاری در جوانان

 

 

 

نام استاد : جناب آقای .......

 

 

 

 

 

با همکاری : گروه ...........                                     

                                                                                                                                                  آبان 1386

 

 

 

 

 

 

مقـدمــه

 

 

 

      امروزه مسئله ناهنجاري و بزهكاري نوجوانان و جوانان به صورت يكي از حادترين مسائل اجتماعي جوامع مختلف درآمده است. پيـدايش جوامع و ارتكاب جرم از آغاز با يكديگر همراه بوده اند زيرا از روزي كه افراد دور هم جمع شده و تشكيل جامعه داده اند ناهنجاري نيز با آنان همراه شـده و گسترش يافته است رسوخ ناهنجاري هاي رفتاري در ميان نوجوانان و جوانان كه سازند گان اجتماعي فردا هستند و ريشه دار شـدن آن موجب بيم و نگراني بيشتري شده است. امروزه اجتماعي را نمي توان يافت كه در آن ناهنجاري و جرم وجود نداشته باشد و از طرفي با توسعه شهرنشيني و اقتصادي شـدن فرهنگ جامعه دستخوش تغييرات بسيار زيادي گشته و مشكلات جوانان را دو چندان نموده است همين كه يك جامعه آغاز به  از دست دادن الگوي كشـاورزي و پذيرش الگوي صنعتي مي كند كاركردها و نيز اقتدار خانواده همراه آن دگرگون مي شوند شايد مهمترين پيامد ، گذار از يك خانواده سنتي روستـايي به يك خانواده صنعتي شهري ، جانشين خانواده هسته اي غالب كنوني به جاي خانواده خويشـاوندي گسترده پيشين باشد. خانواده نخستيـن گروهي است كه به صورت طبيعي وجود داشته و جامعه بر آن اساس بنا شده است چگونگي و كيفيت عملكرد خانواده در تحقق وظايف خويش شاخص مناسبي جهت ارزيابي عملكرد جامعه مي باشد هر چه خانواده داراي عملكرد خوب و سالمتري باشد به همان نسبت ثبات و سلامت جامعه بيشتر تامين شده و برعكس هرچه خانواده از عملكرد بدتر و آشفته تري برخوردار باشد به همان نسبت جامعه بيشتر تهديد شده و زمينه هاي بروز رفتارهاي ناهنجار مساعدتر مي گردد. زيرا اختلال در عملكرد خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است كه خانواده را به سمت فروپاشي سوق مي دهد كودكان ونوجوانان قربانيان اصلي عملكرد نامطلوب خانواده مي باشند .

 

 

 

ضرورت و اهميت تحقيـق  :

 

 

      برخي از نوجوانان و جوانان غالباً به صورت فردي و گاهي گروهي به رفتارهاي خلاف روي مي­آورند و به نوعي  از خرده فرهنگ بزهكاري وابسته مي شوند اين گروه از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده و مدرسه در هم مي ريزند و با نفي موازين اخلافي و قانوني به ناهنجاري روي مي آورند، ناهنجاري و برخلاف موازين اجتماع حركت كردن در همه جای دنيا وجود دارد و دربين پسران بيشتر از دختران ديده مي شود. فرار از منزل، دزدي، ضرب و شتم، خرابكاري، رفتار وحشيانه، مصرف الكل و مواد مخدر، هتك عنف، قاچاق و قتل را مي توان در شمار رفتارهاي ناهنجار و بزهكاري جوانان دانست. وقتي يك نوجوان يا جوان به نوعي از انحراف دچار مي شود تمايل او براي دست زدن به انواع ديگر ناهنجاري بيشتر مي شود به همين دليل نوجوانان داراي اين مشكلات معمولاً فقط يك انحراف ندارند.

از آنجاييكه جوانان سرمايه هاي اصلي هر جامعه محسوب مي گردند و‌آينده هركشوري در گرو داشتن نيروي جوان، سالم و مقتدر است بنابراين ضروري است بيش از پيش به اين مهم پرداخت و زمينه هاي لازم را بمنظور نيل به جامعه اي پويا، شاداب و فعال فراهم نماييم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع خبـر  :

 

 

       در اين تحقيق همواره سعي شده است كه از منابع تحت اختيار موجود نظير خبرگزاريها، اينترنت، مصاحبه روانشناسان، سايتهاي جامعه شناسان، مشاورين بهداشت، مراكز بازپروري ، قسمت بسیار محدودی از کتاب درآمدی به جامعه شناسی و غيره استفاده نمود تا مبناي علمي تري به تحقيق خود داده و از طرفي بدور از واقعيتهاي ملموس جامعه نباشـد اميد ست كه در اين رهگذر توانسته باشـد گامي هرچند كوچك درخصوص ارائه دلائل ناهنجاريهاي جامعه بردارد. بسياري از اين عوامل را هر روزه در جامعه و زندگي شخصي خود برخورد نموده و ليكـن شايـد توجه چنـداني به آن نداشتـه و يا بصورت بي تفاوت از كنار آنها عبور كرده ايم با يادآوري نمودن مجدد آنها و توضيح مختصر برخي از آنها خالي از لطف نبوده و مي تواند زنگهاي خطر و يا بيـداري را مجدداً براي ما و خانواده ها به صدا در آورد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علل بروز ناهنجاري در جوانـان  :

1-         اختلال در عملكرد خانواده

2-         اعتيـاد پدر و مـادر

3-         داشتن والدين خلافكـار

4-         بي اعتمـادي نسبت به خانواده

5-         فوت والـدين

6-         محروميت از مهـر مادري

7-         فقر فرهنگـي و مادی

8-         تعارضـات در زندگـي

9-         عدم آموزش خانـواده ها

10-     عدم درك درست خانواده از دوران بلوغ

11-     نداشتن مسكن مناسب براي خانواده هاي آسيب پذير

12-     كمبود (فقـر)شـادي

13-     ناكامـي ها

14-     احساس حقارت

15-     ترديد در ليـافت

16-     احساس عدم امنيت

17-     احساس ناتوانـي

18-     عدم در اختيـار داشتن تفريحات سالم

19-     فقـدان فرصت موفقيـت

20-     اختلاف ثروت و قدرت

21-     بيـكاري

22-     كمبود محبت

23-     مشكلات مالي (اقتصادي)

24-     نداشتن قوانيـن حمايتي از كودكان و جوانـان

25-     عدم شناسايي جوانان آسيب پذير

26-     تاثير خشونت هاي تلويزيوني در كودكان و نوجوانان

27-     كودكان خيابانـي

28-     نداشتن راهنمـا و مشاور

29-     دودستان ناباب

30-     چگونگي انتقاد از جوانان

31-     غني سازي اوقات فراقت در تابستان

32-     ناراحتي شديد روحـي

33-     نااميـدي از آينـده

34-     بي اعتمـادي نسبت به جامعـه

35-     بدبينـي نسبت به آداب و رسوم اجتماعـي

36-     تاخير سن ازدواج در بين جوانـان

37-     عقب افتادگي فرهنگـي

38-     اعتيـاد جوانان

39-     عوامل اجتماعي

40-     محيط تربيتي مدرسه

41-     افزايش جمعيت

42-     توسعه امكانات در روستاها و شهرها ي دورافتاده ورابطه آن با كاهش مهاجرت

43-     وسائل ارتباط جمعـي تلویزيون، سينمـا، ماهـواره، موبايل

44-      اعتماد بيش از حد والدين به جوانان

45-      آزادي بيش از حد جوانان توسط والديـن

46-      تامین تمام خواسته های جوانان توسط والدین

...... و اینک به توضیح مختصری در خصوص قسمتی از موارد یاد شده میپردازیم .......

 

  کمبود  شادي ، عاملي براي گرايش به بزهكاري :

 

وقتي در ادبيـات جرم شناسي دقيق مي شويم تاكيد بر اين نكته كه تفريح سالم و پيشگيري از بزهكاري رابطه ای مستقيم  با هم دارند به روشني دريافت مي شود. از سويي ديگر مصلحان اجتماعي همواره از تفريحات به عنوان ابزار جرم متغيري ياد كرده اند چرا كه به اعتقاد آنها فراغت مناسب موجب ساخته شدن شخصيت سالم و انجام تكاليف شهروند در موقع مناسب مي شود و نيز كاركرد مناسب سرگرمي به عنوان ابزار پيشگيرانه از جرم را به شدت مورد تاييد قرار      مي دهد زيرا بزهكاري زماني رخ مي دهد كه پيوند فرد با جامعه ضعيف مي شود براساس اين فرضيه فعاليتهاي مطلوب مي تواند احساس مسئوليت را در فرد تقويت كرده و موجب دلبستگي او به اجتماع شود. به اعتقاد روان شناسان ، استراحت، تجديد قـوا، و تمدد اعصاب ، تفريح و سرگرمي در رشد شخصيت و برقراري تعادل در شكل­گيري هويت كسب معلومات و ارتقاي آگاهي ها و پرورش و شكوفايي استعدادها و خلاقيتها  بسيار مهم است كه همه ی آنها از جمله كاركردهاي اوقات فراغت به شمار مي­رود به اين ترتيب بهره مندي از تفريحات سالم با افزايش سلامت روان مي تواند به پيشگيري از جرائم منجر شود و نكته ديگر اينكه رفتارهاي جمعي در فضاي عمومي يعني تفريحات سالم افراد را هنجارپذير مي كند و از جرائم مي كاهد زيرا بين ميزان جرائم و تفريحات سالم رابط معكوس وجود دارد. يعني هرچه تفريحات سالم بيشتر باشد جرائم كاهش مي يابد. مثلاً برخي تفريحات سالم مانند استخر و شنـا سبب كاهش استرس و فشار عصبي است فرد پس از چنين تفريحاتي مي تواند مقداري كار مطالعاتي انجام دهد ولي اگر از تفريحات سالم برخوردار نباشد اوقات فراغت او در بيكاري و بطالت مي گذرد و اين فرصتي براي گرايش به سمت انحراف است. به اين ترتيب ساماندهي اوقات فراغت جوانان و سياست گسترش و فراگيـري تفريحات سالم مي تواند تا حد زيادي مانع از گسترش بزهكاري جوانان شود و چه بسـا به دروني شـدن ارزشهاي جامعه بينجـامد .

منبـع خبـر     

                                                                                      http://www:hanvatansalam.com

 

 

فقر فرهنگی ، مادی :

بيش از 60% افراد جامعه زير خط فقر قرار دارند و مي توان گفت كه از این حیث جامعه آسيب پذيري داريم در چنين جامعه اي بحث هنجارها و تعادل رفتاري يك آرمانگرايي است حال آنكه بزهكاري اعتراض به شرايط موجود است و جرم و اعتراض و عصيـان نسبت به ارزش هايي است كه به شخص تحميل مي شود به طور كلي مي توان گفت بزرگترين عامل بزهكاري فقر مادي و فرهنگي است حدود 76% نوجوانان و جوانان بزهكار دستگير شده در خانواده هاي فقير و نابسامان بزرگ شده اند همچنين نظم گريزي و مسئوليت ناپذيري در كشور ما نشانه فقر فرهنگي است اما اين فقر فرهنگي در خانواده هاي فقير اثر مضاعف دارد چون امكانات مالي مناسبی ندارند كه اين نتايج را تلطيف كنند بگونه اي كه بيجـه متهم اصلي پرونده بيجه هاي مرودشتي در قسمتي از بازجويي ها اعتراف كرده كه دو كودك را به قتل رسانده تا در آينده مشكلات زندگي و فقر گريبانگيرشان نشـود.

 تاثير خشونت هاي تلويزيوني در كودكان و نوجوانان :

آیا فكر  میكنيـد كودكان و نوجواناني كه تصاوير خشونت آميز را در تلويزيون تماشا مي كنند رفتار خشونت آميزي از خود نشان خواهند داد؟

در يك تحقيق كودكان را به دو گروه A و B تقسيم كردند به گروه A فيلمي را نشان دادند كه در آن يك كودك عروسكش را به شدت كتك مي زد و به كودكان گروه B فيلمي نشان داده شد كه در آن همان كودك با عروسكش مهماني برگزار كرده است در ادامه اين تحقيق آنها كودكان گروه A را در يك اتاق گذاشتند كه يك عروسك دقيقاً شبيه عروسك فيلم در آنجا بود كودكان گروه A با خشونت با عروسك رفتار كردند و آن را به همان شيـوه كتك زدند. كودكان گروه B  را نيز در اتاقي كه عروسك در آنجا بود گذاشته شدند. آنها با مهرباني با آن رفتار كردند و با عروسك بازي كردند. طبق تحقيقات انجام شده 47% برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون نشان مي دهد كه قرباني صدمه اي نمي بينـد و خصوصاً در برنامه هاي مخصوص كودكان هنگامي كه در كارتون يك شخصيت كارتوني به شخص ديگر شليك مي كند او بدون اينكه صدمه اي ببيند دوباره بلند مي شود كودكان باور مي كنند كه خشونت واقعاً صدمه اي به ديگران نمي­رساند تلويزيون آموزگار قدرتمندي است و اگر كودكان و جوانان شخصيتهاي مورد علاقه خود را ببينند كه اعمال خشن و پرخاشگرانه انجام مي­دهند تا به خواست خود برسند آنها نيز همان كار را انجام مي دهند به نظر مي رسد تلویزیون از افرادي كه مرتكب جنايت مي شوند قهرمان مي سازد كودكان و جوانان فكر مي كنند اگر آنها مثل شخصيتهاي جنايتكار تلویزیون رفتار كنند آنها هم قهرمان مي شوند.

 

چگونگي انتقاد از نوجوانان  :

     در انتقاد از نوجوانان دقت كنيم كه تمام شخصيت آنها را مورد حمله قرار ندهيم و تنها آن قسمتـي را مورد سئوال قرار دهيم كه نتوانسته وظيفه اش را درست انجام دهد، هرگر نبايد به نوجوان يا جوان و يا هر شخص ديگر بگوييم تو لياقت نداري و به درد هيچ كاري نمي خوري زيرا با اين جمله تمام حيطه وسيع شخصيت او را مورد حمله قرار داده ايم. روي هم رفتـه هر انساني داراي نقاط مثبت و منفي شخصيتي است و براي مطرح كردن انتقاد بهتر است نخست چند نقطه مثبت او را متذكر شويم و سپس اشاره به نقطه منفي نماييم. اگر ناگهان و بدون مقدمه شروع به انتقاد كنيم و اين انتقاد را به تمام شخصيت جوان گسترش دهيم انتقادمان ويرانگر و مخرب خواهد بود و اين خود بگونه اي زمينه ساز بروز رفتارهاي ناهنجار در اين دوران خواهد گشت. حضرت علي (ع) با عبارت زيبايي در اين زمينـه رابطه تكريم شخصيت و غلبه بر گناهان را بيان فرموده اند: كسي كه شخصيتش مورد احترام ديگران قرار گرفت لغزشها و شهوتها در نظرش بي ارزش مي شوند. و بدانيـم كه انتقـاد از ديگـران در حكم جراحـي شخصيـت است .

غنـي سازي اوقات فراغت در تابستـان :

واقعيت اين است كه در طول تابستـان آمار بزه و رفتارهاي ناهنجـار اجتماعـي در بين قشر جوان افزايش مي يابد كه اين مسئله مي تواند نشات گرفته از نبود برنامه غني سازي اوقات بيكاري باشد به طوري كه همنشيني با دوستان ناباب و حضور در برنامه هاي محفلي آنان به بروز ناهنجاري كمك مي كند و در نهايت برخي از جوانان را در دام خود گرفتار مي سازد به گفته مدير كانون اصلاح و تربيت در حال حاضر روزانه 10 نوجوان وارد كانون اصلاح و تربيت مي شود و اين در حالي است كه ميانگين ورودي نوجوانان بزهكار به كانون اصلاح و تربيت در فروردين، ارديبهشت و خرداد امسال 8/9 نفر بوده است و در حال حاضر با افزايش آمار ورودي مواجه است وي عمده ترين جرائم نوجوانان بزهكار را خشونت مي داند و مي گويد ضرب و شتم، سرقت، فروش و مصرف مواد مخدر، رانندگي بدون گواهينامه، جزء جرائم نوجوانان است اما در اين ميان خشونت جزء بيشترين جرايم اين رده سني محسوب مي شود. همچنين ايشان معتقد هستند عدم مراقبت كافي والدين از فرزنـدان، بيكاري و نيز نداشتن برنامه مناسب و سالم براي گذرانـدن اوقات فراغت باعث مي شود همه ساله شاهـد افزايش جرائم نوجوانان به تبع آن افزايش ورودي به كانون اصلاح و تربيت باشيـم.

منبـع خبـر                                                                                            http://www:hanvatansalam.com

 

بدبينـي نسبت به آداب و رسوم اجتماعي :

      جوانان در دوران بلوغ دچار مكانيسم هاي مختلفي مي شوند، دلهـره، دلواپسي و بيماريهاي رواني چون ياس، نااميـدي از آينده، بي اعتمادي نسبت به خانواده و اجتماع و ناهنجاريهاي فرهنگي از مشكلات شايع جوانان در دوران بلوغ است از نظر اقتصادي نيز اين مساله تاثيـرات سوئي دارد جوانان در اين دوران بيشتر فكرشـان به مسائل جنسي باز ميگردد و از تمركز لازم براي كار برخوردار نيستند از جمله پديده هاي شايع در اين دوران فرار دختـران از خانه است. بيشتر دختران پس از فاش شدن رابطه دوستي با جنس مخالف به دليل نوع برخورد خانواده ها مجبور به فرار مي شوند. در اين دوران جوانان نسبت به آداب و رسوم اجتماعي بدبين مي شوند. سنتها را نفي مي كنند و از نظر رواني نيز دچـار ناهنجارهايي چون پرخاشگري، افسردگي و بي قراري مي شوند.

 تاخير سن ازدواج در بين جوانان :

 از موضوعات مهمي كه مي توان در حوزه جامعه شناسي خانواده آن را به عنوان مسئله اي اجتماعي تلقي نمود. پديده تاخير سني ازدواج در بين جوانان است اين موضوع صرف­نظر از اين كه يك معضل اجتماعي است مي تواند به عنوان آسيب اجتماعي طرح گردد.

در واقع ميل به ازدواج از اصلي ترين و مهمترين نيازهاي نوع انساني در جامعه بشري است.

چه بسا دختران و پسران كه اميد و آرزوي خود را در زندگي فردا مي جستند حالا آن را در پيش روي دارند و درصدد بهره برداري صحيح و دلپسند از زندگي مي باشند، با اين تفاوت كه خانواده های امروزي در مسير تحولاتشان با دو نوع تحول عمده ساختاري و كاركردي در اين زمينه درگير شده اند. تحول ساختـاري بر اين مبنا كه حوزه  ساختاربندي قدرت در خانواده را تعيين مي كند و حوزه كاركردي به وظايفي كه خانواده در طول حيات خود برعهده داشته است اشاره مي كند. در راستاي اين تحولات است كه جامعه شناسان مسير تحولات خانواده را از خانواده هايي"گسترده" به "هسته اي" شناسايي كرده اند. به گونه اي كه خانواده ي گسترده متشكل از اشخاصي است كه به علت بستگي هاي نسبي و خوني با يكديگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هايشان با پرداختن به حرفه و كار پدر در كنار هم به طور دسته جمعي زندگي مي كنند، در حالي كه خانواده هسته­اي (كه فقط از شوهر، زن و فرزندان تشكيل شده) ديگر توان نگهداري از فرزندان ازدواج كرده را ندارد و از طرفي فرزندان نيز تمايلي به سكونت در خانواده هاي پدري ندارند و زندگي مستقل و دور از خانواده را ترجيح مي دهند، با اين نگاه به خانواده و آسيب­شناسي تحولات آن مي توان مسئله تاخير سني ازدواج را در ميان جوانان به شيوه نويني تبيين نمود. چرا كه آنچه در جامعه امروزي ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوي خانواده هاي هسته اي و در برخي مناطق در مرحله اي گـذرا از اين وضعيت مي باشد، با اين توضيح مسئله تاخير سني ازدواج و ساير مسائل از قبيل افزايش طلاق و ... را مي توان در نوع ساختار و كاركرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته اي تشريح نمود. چرا كه نگاهي به گذشتـه خانواده هاي گسترده در ايران بيانگر آن است كه زودرسي سن ازدواج و منع اجتماعي طلاق و تكيـه بر ازدواج هاي درون همسـري از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولي امروزه در خانواده هاي هسته اي با تاخير سن ازدواج، مواجه هستيم.

پيشرفت تكنـولوژي و پس افتادگي فرهنگ :

     برخي جامعه شناسان، نظام پيچيـده ماشينيسم و اختلالات و كجرويهاي موجود در جوامع امروزي را مورد سرزنش قرار داده اند.

نظريات آنها در افكار و عقايد افراد غيرمتخصص منعكس مي شود كه مي گوينـد اگر ما مي توانستیم فقط بر ماشين تسلط داشته باشيم قادر به ساختن دنيايي مي شديم كه از بزهكاري و ساير آسيب هاي اجتماعي به دور باشد. اين نظريه، توام با راه حل هاي پيشنهادي، در غرب و كشورهاي داراي نظام اشتراكي پذيرفته شده است.

در حقيقت هيچ تئوري علمي كه علل كجرويهاي اجتماعي را تبيين كند به اندازه نظريه "پس افتادگي فرهنگي" مشهور نشده است. اين نظريه براي اولين بار بوسيله آلبـرن در سال 1992 پيشنهاد شد. طبق نظريه او مشكلات اجتماعي، زاينـده دگرگوني هاي اجتماعي است كه باعث ناسازگاري بين حوزه هاي مختلف فرهنگي مي گردد امروزه پس افتادگي فرهنگي اصطلاحـي است كه هميشه مورد استفاده سردبيران مطبوعات و ديگر نويسندگان قرار مي گيرد. بررسي نوشته هاي مربوط به علوم اجتماعي نشان مي دهد كه هر مشكل اجتماعي زماني نتيجه پس افتادگي فرهنگي بوده است و منشا همه آسيب هاي اجتماعي و كجرويها پس افتادگي فرهنگي است. در اين ميان عوامل فني و اقتصادي حائز اهيمت بيشتري است و به نظر اينها تنها راه حل پيشنهادي براي مقابله با مشكلات ناشي از عقب ماندگي فرهنگي در برنامه ريزيهاي اجتماعي نهفته است. يعني بايد شامل بررسي و تحقيق در مورد دگرگونيهاي گذشته جامعه در زمينه فرهنگ مادي بوده تا بتواند پيش­بيني لازم را در زمينه تغييرات آينده و مقاومتهاي كه در جامعه جلوي تغييرات و تحولات تكنولوژي را مي گيرد بنمايد.

البته اين نظريه هم مخالفيني دارد كه عقيده دارند هنجارها و ارزشها بيشتر از عوامل فني و مادي در ايجاد كجرويها موثرند.

 

اعتيـاد و خالي بودن اوقات فراغت :

     مصرف طولاني مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمي و رواني فردي ميشود كه با بروز بسياري از بيماريهاي مزمن و خطرناك همراه است. به علاوه آنجا كه اعتياد بيشتر به بهنگام ايجـاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترين سال هاي زندگي از نظر ميزان كارآيي، رخ مي دهد، مشكلات رفتاري ناشي از اعتيـاد بيشترين تاثير را بر زندگي خانوادگي و شغلي فرد مي گذارد. مواد مخـدر تنها به فرد مصرف كننده آسيب نمي رساند بلكه به هركس كه با آن در تماس باشد آسيب مي رساند و زماني كه تعداد معتادان فراتر از حدقابل جبران باشد، جامعه صدمه مي بيند، اعتياد خسـارت و هزينه هاي بسياري را به جامعه تحميل مي كند بنابراين عوارض ناشي از اعتياد شامل عوارض فردي، خانوادگي، شغلي، اجتماعي و اقتصادي مي باشد.

جوانان از جمله گروه هايي هستند كه فضاي تعريف ناشده اي دارند، با وجود بودن جامعه جوان حوزه خاص جوانان تعريف نشده است و هويت جوان مشخص نيست.

چون فضاي جواني تعريف شده نيست، هركسي در برخورد با جوانان، ضوابط و قواعد حاكم بر فضاي خود را بر آنها تحميل مي كند، همه به هنگام برخورد با جوانان در پارك ها و اماكن تفريحي، بويژه اگر با خانواده خود باشيم، از آنان هراس داريم يا از آنان فاصله مي گيريم فضاي جواني همواره در معرض تهاجم ارزش ها و هنجارهاي فضاهاي ديگر است. در نگاه ما جوان مجرم بالقوه است كه بايد انتظار هركاري را از او داشت) امنيت وجودي جوانان به راستي در معرض خطر است. بنابراين بيرون فضاي امني براي جوانان نيست.

فعلاً مسئله اين نيست كه ما جايي براي جوانان در بيرون نداريم پارك ها و اماكن تفريحي و ورزشي براي جوانان نداريم- كه صدالبته كه هم داريم- بلكه مسئله، جاذب نبودن اين فضاها براي آنهاست و امنيت آنها را در اين اندك اماكن، هم گرفته ايم، در چنين وضعيتي جوانان با تمام شور نشاطي كه بايد داشته باشند، فضاي بسته اي چون خانه خلوت را برگذران اوقات فراغت اختيار مي كنند. اجتماع گريزي حاصل چنين وضعيتي است به اين ترتيب گريز از اجتماع با مصرف مواد مخدر كه اين احساس را تقويت مي كند با شيوه گذران اوقات فراغت نيز رابطه مي يابد. شكي نيست كه مصرف مواد مخدر به عنوان سنتي­ترين شكل گذران اوقات فراغت در جامعه شكل مي گيرد.

 

 

 

افزایش جمعیت :

    جامعه شناسان و به معناي گسترده تر متخصصان علوم اجتماعي به عوامل مستقيم و غيرمستقيم محيط (تراكم جمعيت، وضع سكونت، آلودگي هوا، ...) توجه كرده اند. نقش شرايط اجتماعي و تعارضاتي كه در چارچوب آن به وقوع مي پيوندد، انكارناپذير است. معذالك نه ميتوان بزهكاري را تنها براساس عوامل اجتماعي بررسي كرد و نه يافته هاي مستقل اين زمينه با زمينه هاي قبلي همواره هماهنگ است .

بررسيها نشان مي دهد وقتي كه در جامعه اي ثبات و پايداري اجتماعي وجود نداشته باشد، بيكاري، فقر و يا پاره اي از شرايط غيرعادي و ناسازگاري عمومي در جامعه رواج داشته باشد، ميزان بزهكاري رو به افزايش مي گذارد. به عكس،  هر قدر جامعه به سوي پايداري سوق داده شود، ميزان بزهكاري كاهش مي يابد. در حقيقت مجموعه مطالعات اجتماعي نشان مي دهد كه بسياري از بزهكاران، در واقع آسيب ديدگان بهنجار يك جامعه نابهنجارند. يعني افرادي هستند كه از نظر رواني، طبيعي و بهنجارند ولي بدين علت كه جامعه وضع نابهنجاري دارد دست به بزهكاري مي زنند.

 اختلال در عملكرد خانواده :

      احتمال مي رود مهمترين عامل موثر در بزهكاري، روش تربيتي نارسا يا اختلال در شبكه ارتباطي خانواده باشد. تقريباً تمام پژوهشها نشان داده اند والديني كه با كودكان خود مهربان نيستند يا آنهايي كه از نظر رواني يا فيزيكي از فرزندان خود سوء استفاده مي كنند، بيشتر احتمال دارد كه فرزنداني بزهكار داشته باشند (آندرو، 1988، پاپرني و ريشر، 1989). افزايش احتمال بزهكاري در خانواده هايي وجود دارد كه  :

1-          (والدين از روشهاي انضباطی بسيار سخت گيرانه يا بسيار بي­بندوبار و فريبنده استفاده مي كنند.

2-          شيوه انضباطي به جاي آنكه مبتني بر استدلال باشد مبتنی بر تنبیه بدنی است .

3-          والدين نسبت به فرزندان خود به جاي آنكه گرم و صميمي و عاطفي باشند،      بي­توجه، غافل و تمسخركننده هستند (لوبر، ديشين 1988). آشكار شده است كه كودكان بزهكار رابطه بسيار ضعيفي با پدران خود داشته و آنها را به عنوان الگوهاي غيرقابل پذيرش ارزيابي مي كنند. خانواده هاي كودكان بزهكار اغلب فاقد پدر بوده يا پدر از خانه غيبت داشته و اين در حالي است كه بزهكاري باا جدايي و طلاق در خانواده همبستگي دارد، با اين حال بايد توجه داشت كه حداقل يك مطالعه نشان داده است بروز بزهكاري در خانواده هاي سالم (سالم از اين نظر كه هم پدر و هم مادر حضور دارند) كه كشمكش عاطفي شديدي بين والدين وجود دارد، بالاتر از خانواده هاي تك والدين است كه روابط گرم و صميمانه اي بين والدين و كودك وجود دارد.

عوامل خانوادگي كه باعث بزهكاري نوجوانان مي شود شامل موارد ذيل مي باشد :

1-      تبعيض بين فرزندان

2-      خشونت و تنبيهات بدني

3-      ننـري و لوسـي

4-      عقب ماندگي والدين از زمان

5-      عدم انطباق سن والدين با فرزندان

6-      يتيمـي

7-      طلاق و كشمكش

8-      غيبت والدين از خانواده

9-      انحراف والدين يا يكي از اعضاي خانواده

10-بي سوادي و پايين بودن سطح فرهنگ

ارزيابـي فقر و انحرافات اجتماعـي

    تاثير فقر در سلامت جسماني، كيفيت فرهنگي زندگي خانوادگي و فرصتهاي تحصيلي غيرقابل ترديد مي­باشد بالاتر از همه فقر از ميزان مشارکت های  اجتماعي، مخصوصاً در زمينه­هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي مي­كاهد.

اعتراضات و مخالفت­هاي زيادي با اين نظريه كه فقر علت اصلي انحرافات و آلت ابزارشده چرا كه بايد به اين نكته توجه كرد كه مفهوم فقر به طور كلي مفهومي نسبي است و مطالعات انجام گرفته با گرايش­ها و تا حدي با تعصبات پژوهشـگران آميخته شده اند.

بايد قبول كرد كه انحرافات اجتماعي خاص طبقه فقير نيست اغنيا و ثروتمنـدان نيز به كجروي گرايش دارند و علت كجروي آنها را بايد در رفاه بيش از حد اقتصادي و فقر فكري و معنوي آنها جستجو كرد. هم­چنين بايد نوع و ميزان "فقر" گروه اقتصادي كم درآمد و حداقل معيـار زندگي به طور روشن و صحيح توضيح داده شود .

اگر فقر با توجه به انتظارات و خصوصيات فرهنگ تعبير و تفسير گردد نكته قابل توجه اين است كه با وجود افزايش مداومي كه در سطح زندگي كشورهاي آسيائي، اروپايي بوجود آمده ، هيچ نشانه­اي از تقليل انحرافات و كجرويها  به چشم نمي خورد بيشتر پژوهشگراني كه در زمينه علل اقتصادي كج رفتاريها تحقيق كرده اند نتوانسته اند جلوي پيشداوري خود را بگيرند. شايد اين مدعي اين است كه بيشتر اين محققين توجه نكرده اند كه تعداد زيادي از جمعيت سالم و دور از انحرافات، توده هاي كم درآمدي مي باشند كه در منازل تا حدودي نامناسب سكونت دارند.

بنابريان فقر را به تنهايي نمي توان عامل و علت همه انحرافات اجتماعي دانست چون بسياري از افراد فقير هستند كه مجرم نمي باشند.

بنابراين علت انحرافات اجتماعي به عوامل ديگري چون تعليم و تربيت نادرست ، فرهنگ تحميلي ، نظام سياسي و اجتماعي نادرست هم بستگي دارد.

ولي نمي توان عامل فقر را ناديده گرفت چون فقر خود ريشه بيشترين انحرافات است و هرنوع انحراف اجتماعي در پيدايش انواع ديگر انحرافات موثر است. به همين دليل است كه ميزان كجروي بين توده هاي فقير در محلات فقرنشين بيش از طبقات ديگر است.

رسول اكرم (ص) مي فرمايد‌: "خدايا من از كفر و نداري به تو پناه مي برم"

در اين حديث فقر در كنار كفر و معادل آن ذكر شده و آن چنان خطرناك است كه رسول گرامي از آن به خدا پناه مي برد.

رابطه بحران اقتصادي و انحرافات اجتماعي :

نوسانات شرايط اقتصادي از ويژگي هاي جامعه نوين به شمار مي رود و منظور از نوسانات، توسعه و يا بحران اقتصادي مي باشد. در زمان بحران و كسادي، فقر و بيكاري افزايش مي­يابد و از دلگرمي افراد كاسته شده و روحيه آنها تضعيف مي گردد. اعتقاد بعضي ها بر آن است كه كاهش ميزان درآمد و سستي بنيان اقتصادي جوامع ما افزايش جرائم جوانان و به طور كلي ارتكاب جرم روسپيگري، پريشانيهاي رواني، ناسازگاريهاي خانوادگي، خودكشي و ... را به دنبال دراد . از طرف ديگر اعتقاد بيشتر دانشمندان بر آن است كه توسعه اقتصادي هم با افزايش مصرف الكل، قماربازي، روابط بيش از حد جنسي و خوشگذراني هايي همراه است.

در مطالعات علمي اين روابط، ميزان كج رفتاري­ها، آسيب­هاي اجتماعي را با شاخص­هاي اقتصادي مقايسه كرده و به اين نتيجه رسيده اند كه آسيب هاي اجتماعي به استناد خودكشي تنها با بحرانهاي اقتصادي رابطه نداشته و جريان زندگي ماشيني و شهرنشيني و تعارض هنجارها در پيدايش كج رفتاريها و بيماري هاي اجتماعي تاثير بيشتري داشته است.

هرچند كه اين گونه بيماريها تنها گرفتاريهاي مهم جوامع امروزي ما نيستند بلكه در اغلب جوامع كم و بيش ديده مي شوند، علل آن اكثراً نتيجه تعارض و تغيير ارزشها و هنجارها و نوع توزيع درآمد و همچنين عدم سازش افراد با يكديگر مي باشند. بنابراين عوامل اقتصادي به تنهايي در پيدايش آنها موثر نيستند.

تاثير بیكاري بردين و اخلاق :

 

اصولاً بي كاري تاثير منفي و اشتغال تاثير مثبت بر ساير عوامل و بعدهاي اجتماعي مثل و فرهنگ ، سياست ،  مذهب ، اقتصاد و غيره مي گذارد و موثر بودن آن و نيز در عامل مذهب و دين نمي توان انكار كرد . زماني كه يك فرد خصوصاً يك جوان به كار و حرفه اي اشتغال نداشته باشد مي توان گفت تا حد زيادي نسبت به آينده و زندگي  شخصي خويش و اجتماعي كه در آن زندگي مي كند

نا اميد و سرافكنده خواهد شد و وقتي اين نااميدي و يأس او غالب و چيره گردد چگونه مي تواند تصميمات درستي در برخورد با مسائل مختلف بگيرد ، چگونه مي تواند فكر خود را بر سر مسائل و موضوعات زندگي روزمره متمركز كند . وقتي كه يك انسان به يك كار و حرفه مشغول باشد هم از نظر مادي و هم از نظر معنوي آرامش روحي دارد و مي تواند در مواجهه با ابهامات مذهبي و فرهنگي به موقع عكس العمل نشان دهد و با مراجعه به افراد حاذق و كتب مرجع ابهام خود را نسبت به آن موضوع دفع كند . در شرايط امروزي كار تعيين مي كند كه آدمي نسبت به آينده برنامه ريزي داشته باشد و به موقع به برنامه هايش برسد و در كنار آن به يك هدف بلند مدت كه همه انسانها دارند كه همان رسيدن به خوشبختي و سعادت مي باشد برسد و فكر كند . همان طور كه ائمه اطهار فرمود نرود آيات و روايات ديني ، آمده است كار و كسب حلال يك نوع عبارت است و كسي كه به اين كسب حلال براي خانواده خويش تلاش مي كند مثل اين است كه در راه خدا جهاد كند . بي كاري يكي از معضلات همه جوامع مي باشد ، در برخي جوامع بيشتر و در برخي جوامع كمتر  اگر بخواهيم در كشور خودمان آماري بر بيكاري بگيريم خواهيم ديد كه فقز ، اعتياد ، فحشا ، فقر فرهنگي ، اقتصادي و معضلات بسياري از بيكاري نشأت مي گيرد . در برخي جوامع با اقتصاد از ظرفيتهاي موجود و
سرمايه گذاري در صنعتهاي مختلف و كشاورزي سعي كرده اند آمار بيكاري را كاهش دهند تا از عوارض وحشتناك آن در امان بمانند به خصوص در جوامعي كه جمعيت جوان دارند زيرا جوان وقتي
بيكاري اشتغال نداشته باشد خود به خود اسير وسوسه شيطاني مي شود و به دام نفس خويش گرفتار
 مي شود البته بايد اين نكته را در نظر داشت كه شيطان حيله گر و مكار است و تا وقتي اگر چند ثانيه هم جواني ساكن در يك نقطه باشد او را اسير وسوسه هاي خود مي كند . در هر صورت بايد بر بيكاري به عنوان يك معضل خطرناك و در عين حال دامنگير جوامع امروزي ياد كرد كه در بعضي مواقع ممكن است تاثير زيادي بر معنويت و مذهب بگذارد .

 

                                                                                     منبع : كتاب تاثير بيكاري بر فرهنگ دين

                                                                                               نوشته سيد محمد حسيني    

دوستان ناباب

 

         نگرانی همیشگی همه والدین دوستان ناباب فرزندشان بوده و هستند .متاسفانه کودکان و جوانان اغلب به سوی افرادی تمایل دارند که رفتارهایی ناشایست و عموما" خرق عادت انجام میدهند و این درست زمانی است که والدین باید هوشیار باشند.

  از سوی دیگر عموما" دوستان ناباب با مشخصه ای خاص شناسایی نمیشوند و ساده ترین و آرامترین افراد نیز میتوانند همانند همان دوست ناباب باشند. بنابراین تنها شیوه موثر، نظارت غیر مستقیم اما موثر برروی رفتارهای دوستان آنهاست که بهترین شیوه زیر نظر گرفتن رفت و آمد دوستان فرزندتان به منزل شماست.

  از طرفی روانشناسان تاکید دارند کودکان ، نوجوانان و جوانان نباید حتی برای یک شب بیرون از منزل و در منزل دوستانشان اقامت کرده و بخوابند. این اقامت سرآغاز انحراف اخلاقی است.

 

محروميت از مهر مادری :

 

­­­­

  رابطه والدين با فرزندان اولين ومهم ترين عاملی است که در رفتار واخلاق آينده او مؤثر است . يکی از مهم ترن مسائل در زمينه ی رابطه ی والدين با فرزندان اين است که والدين بتوانند رابطه ی گرم وصميمی با آنان بر قرار کنند .

برقراری رابطه ی صميمانه با کودک نيازهای مهم روانی فرزند از جمله نياز به محبت امنيت وهمدلی را برآورده می سازد البته گرچه بين پدر و مادر از لحاظ محبت کردن به فرزند هيچ تفاوتی نمی توان قائل شد اما حضور گرم مادر در کنار فرزند آتش عشق ومحبت را شعله ور تر می سازد حضور دائمی مادر در طول سال های زندگی بويژه در دوران های کودکی نوجوانی وجوانی از اهميت های ويژه ای برخوردار است حضور  هميشگی مادر در اين مراحل همراه با مهربانی ها ، مراقبت ها ، مهر وعطوفت ويژه ی او اين حس را در وجو د انسان بوجود می آورد که در اين جهان تنها وبی ياور نيست ودر صورت لزوم از همايت بی دريغ مادر بهرهمند خواهد شد وانسانی که به هر دليلی از مهر و محبت مادر محروم است واز کمبود وجود محبت مادری نسبت به خود رنج می برد شايد اين مهر ومحبت را در جای ديگری جستجو کند ودر زندگی دچار مشکلاتی شودگرچه محبت پدر برای فرزند بسيار لازم است اما چون در مادر شدت وقوت عنصرعاطفه و احساس وجود دارد بيشترين نيازمهرو محبت رابرآورده مي سازد . زن به دليل بر عهده داشتن وظيفه ی خطير مادري که دستگاه آفرينش ، آفرينش آن را برای او قرار داده است از عاطفه ومحبتی به مراتب افزون ترازمرد برخوردار است . شايد نبود وجود آتش گرم مهر مادری از نظر روحي لطمه ای سنگين برروان و عواطف انسان وارد شود و اورا به راه هايي بکشاندکه درآخر به بي راه ختم شود . گرچه نميتوان گفت تمامی انسان ها از مهر مادری بهرهمندند اما بايد بدانند وآگاه باشندکه به هر مهر و عطوفتی نميتوان تکيه کرد و چشم اميد بست . ومحبت را ازکسي که شايسته است درخواست کرد . ودرهرمرحله خدا را از ياد نبرد که او از همه کس بربندگانش مهربان تراست.                                                                                                                             

  داشتن والدين خلافكار

 

همواره يكي از مشكلات ناهنجاري در جوامع داشتن والدين خلافكار ميباشد كه فرزندان خود را به نابودي مي كشد.

جوانان را در يابيم ؛.

تجاوزگران از حدود خدا ظالمند و ظالمان در جهنم اند.

بعضي از جوانها راستي ان قدر پاكند كه انسان به حال انها غبطه مي خورد كه اي كاش من هم مثل انها پاك بودم .اما از ان طرف كه مي بينيم اين پاكدلان در اين محيط فاسد ما گير كرده اند ‌‌‌جدا محزون و غمگين مي شويم كه اين بيچاره ها چه كنند و چگونه پاكي خود را نگه دارند؟!

‹‹ نگه دارم به چندين اوستادي    چراغي را در اين طوفان بادي››

اين بي پروايي هاي زنان و دختران در كوچه و بازار و خيابان و دانشگاهها و ادارات تا برسد به فيلم هاي تلويزيوني در خانه ها ايا عقل و ايمان سالم براي جوانان باقي مي گزارد ! غريزه ي جنسي در وجود انسان حاد ترين و تندترين غرائز است و نمي شود از كنار ان به سادگي گذشت به ادم گرسنه و تشنه اگر اب و نان نرسد به لجن خواري مي افتد و به انواع

بيماري هاي مهلك مبتلا مي گردد.

از طرفي هم ما بر سر ان بيچاره ها فرياد مي كشيم : اي جوانان تقوا تقوا ! اتباع از دين ! اتباع از قران ! انها حق دارند به ما بگويند : اخر چگونه تقوا چگونه اتباع با اين محيطي كه شما به وجود اورده ايد.                          

‹‹  باز مي گوئيد چابك باش و دامن تر مكن               اي مسلمانان بر شما باد رعايت تقوا الهي ››

ما عرض مي كنيم بله شما درست مي گوئيد و حق با شماست اما از دست امثال بنده كاري بر نمي ايد كه فرياد بكشيم اي مسلمانان تقوا ! اي مسلمانان اتباع از قران !

((بر گرفته شده از سلسله مباحث معارفي  تفسير ايات 15و16 مائده))

اما گاهي والدين خود نمي دانند و نا خواسته باعث مي شوند كه جزء والدين خلافكار قرار گيرند به اين صورت كه معمولا در مورد   تربيت فرزندان اول خود دچار اشتباه مي شوند و اين به دليل ناشي بودن انها و همچنين پيروي از مد ها و روش هاي غلط مي باشد كه معمولا از كم سن و سال بودن انها نشئط مي گيرد و باعث مي شود كه فرزندانشان در اينده اي نه چندان دور دچار نا هنجاري ها و مشكلاتي شوند ومتاسفانه جزء نا هنجاري هاي جامعه قرار گيرد و مردم و جامعه بخواهند كه به مغابله با انها بپردازند .

اما گاهي والدين خود مي دانند و با اشراف كامل بر اين موضوع فرزندان خود را به كارهاي نادرست دعوت مي كنند و اين گاهي به دليل سود اوري اين كارها براي والدين مي باشد كه متاسفانه فرزندانشان را به راه اشتباهي كه خود رفته اند فرا مي خوانند و اين مو ضوع گاه براي فرزندان رنج اور ترين مسائل مي شود مثلا برخي از اين پدرها براي كسب منفئت يا براي در اوردن خرج كارهاي خود دخترانشان را مجبور به خود فروشي مي كنند و يا پسرانشان را مجبور به پخش مواد مخدر و يا هزاران هزار كار ديگر كه در بطن چنين خوانواده هايي وجود دارد و ما از انها بي خبريم .

كودكان خياباني

مي گويند اينروزها ميوه فروشها سيبها را رنگ مي کنند و علت وجود اينهمه سيبهاي قرمز و خوش ظاهر در ميوه فروشيها هم ناشي از همين رنگ آميزي هنرمندانه است . البته نه اينکه سيبها را رنگ کنند، فقط اندکي به رنگ و لعاب آن مي افزايند ؛ يعني با درست کردن يک پاتيل بزرگ از مخلوط پارافين مايع و آب ولرم و قرار دادن سيبها درون آن ، يا صرفا" با کشيدن يک دستمال آغشته به پارافين ،سيبها رابراق وخواستني مي کنند.سيبهايي که به اين ترتيب خوش نما مي شوند ، البته و صدالبته که ديرتر هم ظاهرشان را از دست مي دهند ؛ يعني لايه ی     
روغني اي که پوست سيب را مي پوشاند از لک دار شدن وبدمنظر شدن
سيب جلوگيري کرده ظاهر آن را حفظ مي کند هرچند متاسفانه اين عمل باعث خراب شدن و گنديدن و فساد سيب از داخل مي شود و نهايتا" سيبها تنها ظاهري نمايشي دارندودلبرانه خودنمايي مي کنند اما نه تنها قابل خوردن نيستند و امکان مسموميت دارند بلکه دريغ که حتي به درد « کرمهاي  اسطوره اي سيب » ها هم نمي خورند . البته نبايد از نظر دور داشت که سيبهاي «ظاهرساخته » ي « از درون فروپاشيده » در روند توسعه و از منظر بازار يعني مکان اول نظام سرمايه داري بسيار مفيد است به چند دليل : نخست آنکه بدليل ديرتر از دست دادن ظاهر، زمان بيشتري در چرخه ي بازار و اقتصاد مي ماند پس دلالهاي بيشتري از آن منتفع مي شوند. دوم آنکه به همان دليل گفته شده کارآفرين است و عده اي را سرکار مي گذارد .سوم آنکه به زيباسازي شهر کمک شاياني مي کند . چهارم آنکه چون قابل خوردن نيست زودتر ازموعد به مصرف آشغال داني رسيده و چرخه ي اقتصاد را پوياتر مي کند . پنجم آنکه چون روي آن کار تخصصي انجام گرفته ، ميوه فروش به عنوان يک متخصص خود باور و خود جوش مي تواند ادعا کند که بر روي سيب مذکور کار علمي و عملي انجام داده در اصطلاح جهان سرمايه داري توليد علم کرده و بنابراين از حق قانوني خود به عنوان مخترع يا مبتکر دفاع کند. مهمتر از همه آنکه نه تنها اين عمل فضاي رشد انگلهاي ميوه را از بين برده به ريشه کني آنها کمک مي کند بلکه بدليل خرابي پيش از رسيدن به ذباله داني ، سيبهاي فوق از دسترس آشغال جمع کنها و جويندگان ذباله که آفتهاي اصلي و مخدوش کننده ي چهره ي زيباي جامعه ي سرمايه داري هستند دور مانده شايد بتواند از شمار انبوه اين ضمايم هميشگي جوامع سرمايه داري اندکي بکاهد.  وموارد ديگري که بزرگان مي دانند و ذکر آنها در حال حاضر به صلاح جامعه نيست. البته  تنها مشکل اين است که اين سيبها بدرد خوردن نمي خورد و کارکرد اصلي خود به عنوان يک ماده برطرف کننده نياز انساني به غذا را ندارد به عبارت ديگر تنها نام مجازي سيب را به دوش مي کشد و بس . بي شک سيبي که تنها پوسته اي زيبا دارد فقط به درد نمايش مي خورد و هرگز کارکردي براي رفع نيازهاي واقعي انسانها ندارد . اما آيا اين موضوع اساسا" مهم است ؟

در جامعه ما دلسوزاني وجود دارند که هر چند قدرت در اختيار ندارند و تنها مجبور به خون دل خوردن و نگريستن يا گاهي کمکهايي که خود نيز بي اثر بودن آن را مي دانند اما دل بدان خوش مي دارند ، هستند لکن با ديد عميق ترو مسئولانه تر  از صاحبان قدرت به اين معضل مي نگرند. براستي چگونه است که ساعتها وقت صرف مي گردد و ميلياردها خرج مي شود تا مشکل ترافيک و فوتبال و ساخت و ساز و غيره و غيره اندکي بهبود يابد، اما براي مشکلات انساني جامعه خصوصا" مشکلاتي که به بي پناهترين و محرومترين قشر جامعه يعني کودکان بي سرپرست و محروم  از هرگونه قدرت مربوط مي شود ، به چند سرتکان دادن ، نچ نچ و آه کشيدن يا روبرگرداندن اکتفا مي گردد . نکند اينکه کودکان نه توان فرياد زدن دارند نه از نظر قانوني حق   مالکيتِ دارايي اقتصادي و نه حتي حق راي و به راحتي صدايشان زير مشت ولگدهاي بيرحمانه ي صاحبان قلدرشان به ناله هاو هق هق ها و زنجموره هاي خاموش تبديل مي شود ،سبب اينهمه بي مهري ، کم لطفي و بي توجهي است  .

«گيرم چند کودکي هم زير بار ظلم و با رنج جان سپردند يا شب و روزشان ترس و بيزاري شد ، در اين دوران وانفسا که هر کس درانبوه مشکلات خودش غرق شده ،صدا از چه کسي به پشتيباني از آنان يا به اعتراض بلند خواهد شد » يا « بمانند که فردايي پر رنج تر را تجربه کنند! بروند هم براي خودشان بهتر است هم براي کلّ جامعه » و افسوس که بسياري از اين کودکان سالها رنج مي کشند و پس از آن با خاطره هاي روحي و بيماريهاي رواني دست و پنجه نرم مي کنند و در تمام اين سالها در هرلحظه براي راحت شدن از رنجهاي ناخواسته آرزوي مرگ مي کنند ؛ اما گويي مرگ نيز آنها را فراموش کرده است .

سوال اينجاست ؛ آيا مشکلات انساني که هر روز حادتر و حادتر مي شود به اندازه ي آسفالت خيابانها و بازيهاي بوندسليگا هم ارزش ندارد . نگاه کنيد به صفحه ي روزنامه ها و مجلات چه اشکي براي ضعيف شدن تيم پيروزي ريخته مي شود و چه فرياد وامصيبتا براي شکست تيم فوتبال سرداده مي شود يا چگونه با جابجا شدن لاتاري دنياي سرمايه داري ،بورس ،اين قمار مجاز سرمايه داري مالي شده همگان به تکاپو مي افتند که اي واي شاخصها چند واحد کاهش يافت. اما هيچکس را غم پرپر شدن و رنج هزاران کودک درحال استثمار شدن نيست . آيا رنج کودکاني که از چند سالگي طعم تلخ تجاوزات و سوءاستفاده هاي جنسي رامي چشند و محروم از هر گونه پناه اند ، تن کسي را نمي لرزاند ؟ چگونه است که براي هر چيزي در اين جامعه چندين دستگاه موازي متولي وجود دارد ، اما هيچ کس حاضر به تقبل توليت اين گلهاي معصوم نيست ؟ کودکان و حتي نوزادانيکه همگان از رنجشان و از چگونگي سوءاستفاده هاي مختلف از آنها باخبرند و چقدر سکوت ؟ فراموش نکنيم در جامعه اي که تامين اجتماعي در آن فقط حرف است و بس ، يک حادثه مي تواند کودکان وابسته به خود ما را در جايگاه اين کودکان بنشاند . از دست دادن سرپرست در جامعه اي که بسياري از خانواده ها تنها پس اندازي به اندازه ي چند روز يا هفته دارند و نبود حمايتهاي رسمي و مسئو لانه از کودکان و خانواده هاي بي سرپرست بسيار زودتر از آنچه حتي در تخيل مي گنجد مي تواند چنين افرادي را طعمه ي باندهاي منسجم و سازمان يافته‌ي مخوف گرداند .

کودکان بي پناه در جامعه ي ما به اشکال مختلف طعم تلخ محروميت و رنج ناشي از بي توجهي جامعه را
مي چشند . نوزاداني که به
فروش مي رسند . براي گدايي يا براي پوشش اعمال فساد همچون خودفروشي و نقل و انتقال مواد مخدر اجاره داده مي شوند . به عمد با قطع کردن اعضاء ، شکستن دست و پا و ايجاد زخم هاي شنيع بر صورت و بدن آنها به قصد جلب ترحم مردم ، معلول مي شوند و سالها رنج معلوليت و فقر مضاعف را به دوش مي کشند. به اجبار لباسهاي مسخره مي پوشند و با صورتهاي بزک شده يا سياه لودگي مي کنند و زخم عميق حقارت و تحقير شدن را در قلب و اعماق وجود خود تا دم مرگ يدک مي کشند . کودکاني بي آينده و بي خوابِ خوش براي آينده . بي آينده اي که دل بدان خوش کنند و بي رويا،  هرچند لااقل داشتن رويا کمترين حق مشروع هر کودکي است .

کودکاني که ناخواسته ماده ي خام بزهکاران آينده اند . آژانسهاي اجتماعي کردن همچون خانواده ، مدرسه ،
جمع هاي گوناگون اوقات فراغت
و رسانه ها کداميک قدمي در راه اجتماعي کردن اين کو دکان بر مي دارند که بتوان از اين کودکان پس از بلوغ انتظار رفتار اجتماعي را داشت به راستي از فرداي کودکي که در خودفروشي مادر، اورا همراهي مي کند يا با لباسهاي نازک در سرماي گزنده و با شکم گرسنه و محروم از رفتن به مدرسه خوشبختي کودکان ديگر را نظاره مي کند ، چه انتظاري مي توان داشت ؟ آيا تنها به برگزاري چند جشن عاطفه ها و جمع آوري صدقه و امثالهم مي توان بسنده کرد و دل خوش کرد ؟ کجايند آن همه داعيه داران حقوق مردم که واژه ي قشر آسيب پذير ( که واژه ي مد امروز است ) از دهانشان نمي افتد اما همواره در مواجهه با اين کودکان و صحنه هاي فجيع سوء استفاده استفاده از کودکان چشم فرو مي بندند و زبان در کام مي کشند و بر سرعت قدمها مي افزايند که ديدن بعضي صحنه ها و دخالت در بعضي امور به صلاح نيست .

آيا درتدوين برنامه هايي چون چشم انداز بيست ساله و . . . ديگر برنامه هاي عمراني و توسعه ، در کنار هدف توسعه که متاسفانه همواره سينه ي محرومان را آماج تيرهاي زهرآگين خود قرار مي دهد ، فکري براي اين مظلوم ترين و معصوم ترين قشر جامعه مي شود ؟ ايا متولي مسئولي که از خط حرف بگذرد و عمل موثري انجام دهد تعيين خواهد گرديد ؟

چه بسيار کودکاني که گاه بدليل محروميت از داشتن پدرمشخص حتي از داشتن شناسنامه نيز محرومند . گفته مي شود کم نيستند کودکان ناخواسته ي زنان روسپي اي که فاقد شناسنامه اند و به همان دليل محروم از حضور در مدرسه يا هر جمع آموزش دهند ه ي ديگر. چه آينده اي در انتظار چنين کودکاني است و بالطبع با افزايش شماراين کودکان چه آينده اي در انتظار اين جامعه خواهد بود ؟  آيا وقت آن نرسيده که در دستگاه عريض و طويل مديريت جامعه ي امروز ما که همه نيز داعيه ي طرفداري از مظلومان و محرومان دارند ، کسي لحظه اي بر سر اولين چهارراه يا ميداني  که از آن عبور مي کند ، بايستد ، شيشه ي ماشين را پايين بکشد و لختي بر چهره ي معصوم و رنج کشيده ي اين گلهاي در حال پرپر شدن پيش از شکوفايي ، درنگ کند و بينديشد آيا عدالت اجتماعي تنها براي اعضاي رسمي و به ثبت رسيده ي جامعه مفهوم مي يابد ؟ آيا اساسا" به عقوبت گناه يک زن و مرد مي توان کودک معصومي را با سلب حق داشتن شناسنامه از تمامي حقوق قانوني خود محروم کرد؟ و اين محروم کردن آيا عدالت است يا عداوت ؟ . . .

لختي بينديشيم !بي شک سيبي که تنها پوسته اي زيبا دارد فقط به کار نمايش مي خورد و هرگز هرگز هرگز کارکردي براي رفع نيازهاي واقعي انسانها ندارد.

عدم درك درست خانواده از دوران بلوغ

نوجواني يكي از مهمترين و پرارزشترين دوران زندگي هر فرد محسوب مي شود زيرا سر آغاز تحولات و دگرگوني هاي جسمي و رواني در اوست و بلوغ نقطه عطفي در گذر زندگي او از مرحله كودكي به بزرگسالي است.. آگاهي نداشتن و يا عدم آگاهي كامل و صحيح، نوجوانان را گيج و سردرگم مي كند و اين حالات نتايج منفي و زيانباري بدنبال خواهد داشت. والدين و مربيان وظيفه دارند اطلاعات كافي در خصوص تغييراتي كه در طول و به دنبال بلوغ جنسي در نوجوان اتفاق مي افتد به تدريج و با استمرار ارائه كنند. عدم ارائه اطلاعات كافي و صحيح در مورد بلوغ باعث مي شود كه نوجوان از منابع ديگر كه معمولا انحرافي است، اطلاعات كسب كند و اين اطلاعات غلط مي تواند او را به انحراف كشاند. والدين و مربيان از يك تا دو سال قبل از بلوغ كامل نوجوان مي بايستي اقدامات زير را انجام دهند.

- او را آماده كنند كه به زودي و بتدريج تغييراتي را در جسم و روان خود احساس خواهد كرد.

- به طرق مختلف او را مطمئن كنند كه تغييرات ايجاد شده طبيعي است.

 - از اينكه اين تغييرات در او شروع شده به او تبريك بگويند و خاطرنشان كنند كه دوره جديدي در زندگي او آغاز شده است.

- به او يادآوري نمايند كه اين تغييرات در جهت تكامل فردي و قدمي بسوي اجتماعي شدن اوست به همين دليل وظايف فردي و اجتماعي جديدي براي او منظور شده است. - به او بگويند كه تغييرات جسماني همراه با تغييرات رواني خواهد بود اين تغييرات رواني در سه بعد هيجاني، خلقي و رفتاري اتفاق مي افتد. نكته مهم در دوره بلوغ برقراري ارتباط صحيح با نوجوان است. كودك دلبند ديروز  با تغييراتي كه درجسم و روانش روي مي دهد پا به دوران بزرگسالي مي نهد.  اينكه مي خواهد هويت جديدي را براي خودش به دست آورد،طبيعي است كه در برقراري رابطه با او مشكلاتي  بوجود مي آيد. براي اين كه روابط شما والدين و مربيان با فرزند يا دانش آموز نوجوانشان صميمانه تر و گرمتر باشد، لازم است كه به نكات زير توجه كنيد

. پذيرش نوجوانان: گام اول براي ايجاد و تحكيم يك رابطه دوستانه و صميمي با نوجوان اين است كه او را با همه كمي ها و كاستي هايش قبول داشته باشيد. كاستي هاي رفتاري او را همچون نقاط قوت و توانايي هايش بپذيرد و او را به عنوان فردي كه داراي استقلال، سليقه هاي خاص و عقايد قابل ارائه است، نگاه كنيد. احساساتش را پذيرفته و اعتماد به نفس او را با كم اهميت جلوه دادن اشتباهات و تقدير از كارهاي پسنديده اش بالا ببريد. نوجوانانتان را درك كنيد: درك و برداشت از زندگي و مسائل آن متفاوت از برداشتي است كه نوجوان دارد.

او زندگي را به ساده ترين وجه ممكن مي نگرد، بطوري كه عقايدش براي شما پوچ و مسخره است. نسبت به عقايدش بي اهميت نباشيد وي را مورد تمسخر قرار ندهيد. چرا كه اين استهزاء به تداوم رابطه عاطفي با فرزندان لطمه مي زند. ارتباط را دو طرفه كنيد: در بسياري از اوقات و به دلايل گوناگون ممكن است شما والدين و مربيان به نوجوان بگوييد كه چه بكند و چه نكند و از او توقع حرف شنوي نيز داشته باشيد. اين برخورد با نوجوان كه حاكي از ارتباط يك طرفه، معيوب و غير قابل دوام است، منجر به سركشي و عصيان نوجوان در برابر دستورات شما مي شود و به رابطه عاطفي و صميمانه بين شما و او لطمه مي زند.

آموزش مهارت در برقراري روابط اجتماعي: نوجوانان در دوره بحران بلوغ نسبت به تعلق داشتن خود در گروه كودكان و يا بزرگسالان سردرگم مي شوند و ممكن است كه در ميان جمع خانواده يا دوستان و آشنايان، رفتارهاي بزرگتر از سن و يا گاهي كودكانه از خود بروز داده و روابط اجتماعي پسنديده اي برقرار نكنند، كه با شركت دادن فرزند نوجوانتان در جمع دوستان و آشنايان مهارت روابط اجتماعي او را افزايش دهيد؛ مثلا با فرزند نوجوان خود به گردشهاي دو نفره برويد و در بسياري از روابط اجتماعي نظير آشنا شدن با ديگران، خريد كردن از مغازه، پيدا كردن نشاني يك موسسه و درخواست انجام كاري از يك اداره با وي تمرين عملي كنيد.

استقلال طلبي نوجوان: نوجوان مي خواهد از قيد و بندهاي دوران كودكي كه او را به خانواده اش متصل كرده است، جدا شود و الگوهاي جديدي را جايگزين آنان كند. از طرفي نيز شديدا به خانواده وابسته است و مي خواهد كه توقعاتش را برآورده كنند. لذا حس استقلال طلبي خود را با مخالفت، مقاومت كردن و لجبازي با والدين و مربيان نشان مي دهد و اين نياز نوجوان براي شما مشكل آفرين مي شود. براي برخورد با اين رفتار نوجوان، بهترست هميشه با او به لحني صحبت كنيد كه احساس نكند برايش تصميم گيري مي كنيد آزادي را به تدريج و متناسب با سني كه دارد به او عطا كنيد و نظارت غير مستقيم داشته باشيد و اگر زماني دريافتيد كه از آزادي شما، سوء استفاده كرده به او تذكر داده و او را متوجه اعمالش بكنيد. بدانيد كه حذف آزادي، براي يك مدت كوتاه مي تواند برايش آموزنده باشد.

نتيجـه گيــري   :

1-  بررسي هاي مختلف نشان داده است كه محيط خانواده رابطه مهم و مستقیمی با بروز رفتارهای ناهنجار و انحرافی دارد  ، منحرفان اغلب دارای والدینی نامناسب و محیط خانوادگي متشنج و از هم گسيخته دارند  اين افراد اغلب در برابر والدين مقاومت مي كنند بطور كلي اين افراد كساني هستند كه بالقوه نيروي بزهكارانه فراواني در وجود خود دارند اما اينكه اين نيروها روزي به فعل تبديل شوند بستگي به طرز رفتار والدين و ساير افراد خانواده و محيط اجتماعي كه در آن قرار مي گيرند دارد. اينگونه خانواده ها مهارت هاي تربيتي لازم جهت فرزندپروري را ندارند و خود زمينه اي براي بروز رفتارهاي منحرف ايجاد مي كنند لـذا با توجه به مراتب فوق مي توان گفت بمنظور :

پيشگيـري از آسيب اجتماعـي :

 با توجه به معیارهای بسیار متنوع در مواجه با خیل عظیم افراد جامعه با دیدگاها و انتظارات مختلف موارد مشروحه زیر متصور است :

1- پيشگيري سطح اول در سطح جامعه عمل مي نمايد و شامل آموزش مهارتهاي زندگي  از طریق رسانه های عمومی نظیر رادیو ، تلویزیون ، تبلیغات درون شهری ، برون شهری  براي كل افراد جامعه ،   خانواده ها، والدين و بويژه نوجوانان است.

2- آموزش مهارتهای اختصاصی زندگی و پایه ای در سطح مدارس توسط کارشناسان خبره و مطلع به مسائل روز و مشکلات جامعه

3- تحقیق ، مطالعه و انجام نظر سنجی در سطح جامعه و آشنایی با دیدگاههای جوانان ، خانواده و جامعه

4- آشنایی با منابع موجود در سطح جامعه و معرفی آنان به اقشار مختلف مردم

5- ایجاد تسهیلات معیشتی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از طریق دولتها ،

6- ایجاد تسهیلات رفاهی ، و کیفی با قیمتی مناسب جهت استفاده عموم مردم

7- رفع مشکلات اقتصادی جامعه به منظور کاهش فشارهای عصبی و روانی

8- ایجاد زمینه های شغلی مناسب جهت جامعه ( علی الخصوص جوانان )

9- تشخيص زودرس آسيب هاي اجتماعي همراه با اقدامات هماهنگ اجتماعي از سوي دولتها مي باشد.

10- شناسایی مشکلات عمومی جامعه و بها دادن به آنها در راستای حل و فصل معضلات بصورت عملی

11- مبارزه با مفاسد موجود اجتماعی و در نقطه مقابل آن معرفی سنبل ها ، جایگزینهای مناسب وقابل لمس

12- تقويت ايمان و هويت ديني همراه با پايبندي، تعهد و پيروي نمودن از فرهنگ ناب اسلامي توسط خانواده ها و دولت و دوري گزيدن از هرگونه وعده هاي دروغين، توخالي و غيرعملي توسط آنها.

13- ارائه تعبیر و تفسیر نوین از فرهنگ ناب اسلامی به شیوه ای علمی دینی و دینی- علمی 

14- جلب اعتماد افراد جامعه خانواده ها جوانان به مسئولین و برعکس

15- ایجاد جاذبه های دینی فرهنگی اجتماعی - تفریحی برای جامعه به جای محدودیت ها

16- پایبندی به قوانین و مقرارت جامعه توسط بصورت دو طرفه

 

 

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست