جامعه شناسی16-08-86
نظریه بیگانگی : ( دید گاه ماتریالیستی ) جلسه 16/08/86
این نظریه در محور تحلیلهای اقتصادی و اجتماعی مارکس قرار داشت و در واقع پاسخی بود بر کاستیها ، ستمها ، نقایص و اشکالات نظام سرمایه داری پس از شکل گیری اخلاق سرمایه داری بود بر اساس این نظریه انسانهای به ابزاری تبدیل شده بودند که نظام سرمایه داری از آنها برای برگزیده شدن خود به عنوان افراد برتر جامعه استفاده میکردند و تعبیر جامعه شناسی بیگانگی بر این نظریه این بود که :
در نظام سرمایه داری آدمیان با خود بیگانه بودند و خویشتن خود را در جمع از دست میدادند یعنی هم چیز آدمیان کار شده بود و همدیگر را فراموش کرده بودند وکار ، انسانها را از هم دور و بیگانه میکرد و در این حالت کار خصائص بشری خود را از دست میدهد زیرا کار صرفا" وسیله و یک ابزار برای امرار معاش بود
ابعاد ( ویژگیهای ) اصلی نظریه از خود بیگانگی از نظر مارکس :
1- در جامعه سرمایه داری کارگران از محصولات تولید شده توسط خود جدا هستند و کارگران به جای توجهه به نیازهای خود ، برای دیگران کالا تولید میکنند و همین تولیدات به سرمایه داران کمک میکند تا از کارگران بهره کشی نمایند و افزایش تولید ، افزایش بهره وری را برای سرمایه داران دارد
2- در رابطه با بازار، افراد اجبارا" در مقابل هم قرار میگیرند و به جای داشتن روابطی در شان انسانی ، روابطی بر مبنای کارگر ، کارفرما و مشتری حاکم میگردد
3- به دلیل تقسیم کار وظایف کار بصورت کسل کننده ای بی معنا ، ناقص و بی پاداش در می آیند و کار به جای هدف ، به وسیله تبدیل میشود
4- افراد بشر از همنوعان خود بیگانه میشوند زیرا کار یدی ( دستی ) بصورت شغلی در می آید که نه خلاق است و نه احتیاج به تفکر دارد.
چرا در دیگاه نظام سرمایه داری کار به سطحی غیر انسانی تنزل پیدا میکند ؟
از نظر مارکس در نظام سرمایه داری ، تولید خصیصه خلاقیت فردی و برنامه ریزی و بطور کلی کار فکری را از کار یدی جدا میگردد و باعث از بین رفتن آن میشود بهمین دلیل کار دستی به سطحی غیر انسانی و حیوانی تنزل پیدا میکند
از نظر مارکس انقلاب پرولتاریایی و طبقات اجتماعی چگونه شکل میگیرد .
مارکس معتقد بود که سرمایه داران کارگران را تحت استثمار ( بهره کشی فرد از فرد ) خود قرار میدهند و از طرفی تحت لوای فئودالیسم ارزش افزوده تولید کشاورزان به نوعی توسط طبقه حاکم ضبط میشود واین امر باعث میگردد که سرمایه یک سرمایه دار بیشتراز پیش شده و لذا بین آنها فاصله طبقاتی ( تناقضهای اجتماعی و تغییرات اجتماعی از نظر مالکیت یا عدم مالکیت ) بوجود می آید و د و در نتیجه این تناقضها ابزار لازم برای نابودی نظام سرمایه داری فراهم خواهد گردید و بر اثر آن جامعه کمونیستی یا انقلاب پرولتاریایی شکل میگیرد
برخی از طبقات اجتماعی متداول در فرهنگ و ادبیات مارکسیستی :
طبقات ثروتمند – طبقه برژوا – خرده برژوا – پرولتاریا – طبقه استثمارگر
منظور از طبقه اجتماعی چیست ؟ شاخصهای عمده آن را نام ببرید
طبقه اجتماعی به بخشی از جامعه اطلاق میشود که از نظر ارزشهای مشترک ، حیثیت ، فعالیتهای اجتماعی ، میزان ثروت ، متعلقات شخصی ، آداب و رسوم و معاشرت از بخشهای دیگر جامعه متفاوت باشد. سه شاخص عمده آن عبارتند از 1- درآمد 2- شغل (کار) 3- سطح تحصیلات
انواع شاخصهای عمده و مهم طبقات اجتماعی را نام ببرید
شاخصهای اصلی : 1 - درآمد 2- شغل 3- سطح تحصیلات
شاخصهای مهم : مذهب ، ملیت ، جنسیت ، محل سکونت و زمینه های خانوادگی.
شکل گیری طبقات در جوامع به چه چیزی بستگی دارد ؟ چهار عامل مهم آن را نام ببرید .
شکل گیری طبقه در هر جامعه به نظام اجتماعی آن جامعه بستگی دارد و چهار عامل شکل گیری آن عبارتند از :
1- براساس نظام سنتی حاکم بر یک کشور از جمله آداب ، رسوم ، فرهنگ ، مذهب ، قومیت نژاد ، و جنسیت
2- تغییر و تحولات اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی مانند انقلاب ها ، تغییر حکومتها
3- تغییر و تحولات صنعتی ، اقتصادی و فنی که موجب شکل گیری فن سالاران ، تکنوکراتها و دیوان سالاران میشود
4- تغییر و تحولات جهانی و شکل گیری علوم و فنون جدید