جامعه شناسی 30-08-86
انگيزه اعتصابها : مباحث جلسه : 30-08-86
پيشرفت و استفاده بيشتر از ابزار و صنعت در نظام توليد باعث گرديد که تقسيم كار بدون استفاده از نيروي دست يا فكر و با استفاده تكنولوژي صورت بگیرد و جايگزين نيروي دست انساني گردد و در ادامه این روند بحث از خود بيگانگي مطرح شد وليكن چون در اينحالت شرايط کار بصورت كسل كننده ، بي مفهوم و بي پاداش ادامه پيدا ميكرد لذا رضايت مندي كارگران كمتر و كمتر ميشد و باعث بوجود آمدن انگيزه اعتصاب گردید
از نظر بلونر چه عاملي باعث بوجود آمدن از خود بيگانگي ميشود ؟
وي معتقد است كه روابط اجتماعي توليد در اقتصاد سرمايه داري باعث از خود بيگانگي نميشود بلكه اين خود تكنولوژي است كه موجب از خود بيگانگي ميشود و به هر ميزان كه حساسيت كار افزايش یابد و یا به هر ميزان كه نقش انسان و روابط انساني در چرخه كار و توليد كاهش یابد ، میزان از خود بيگانگي افزايش خواهد یافت
چگونگي شكل گيري از خود بيگانگي از نظر بلونر:
او معتقد است از خود بيگانگي ميبايست قابل اندازه گيري باشد لذا ميگويد از خود بيگانگي هنگامي شكل ميگيرد كه كارگران نتوانند بر جريان مستقيم و بلا فصل خود نظارت داشته باشند در حقيقت نتوانند قصد و غرض از شغل خود و پيوند آن را با كل سازمان توليد درك كنند يعني نتوانند حس كنند كه به كل جامعه صنعتي تعلق دارند و در فعاليتهاي كاري ، براي اظهار وجود شركت نمايند
ابعاد مختلف از خود بيگانگي از نظر بلونر:
1) ناتواني 2) بي معنايي 3) انزوا 4) بي زاري
ناتواني :
يعني اشخاص نتوانند فعاليتهاي خود را كنترل نمايند كه بشرح زير تقسيم ميشود:
- ناتواني از مالكيت ابزار توليد و كالاهاي تكميل شده
- ناتواني از نفوذ در سياستهاي مديريت
- ناتواني در جريان بلافصل و مستقيم كار
بي معنايي :
بي معنايي هنگامي صورت ميپذيريد كه تخصصي شدن و تابع مقررات گشتن پيوند ارگانيك كارگران را با جريان كار تقليل ميدهد و آنها را در تعيين سهم خود در روند كار دچار اشكال مينمايد
انزوا :
هنگامي است كه كارگران نسبت به اوضاع و احوال كار به هيچ عنوان احساس تعلق نكنند و نتوانند يا نخواهند خود را با سازمان و اهداف آن تطبيق دهند
بي زاري :
هرگاه كار براي كارگران از نظر روحي ارضا كننده نباشد و فعاليت برايش جاذبه اي نداشته باشد احساس ملالت ، يكنواختي و حتي انزجار ميكند
روابط كار:
نتيجه مباحث و تحليلهاي پيرامون كار، منجر به ايجاد مبحث جديدي به نام روابط كار گرديد
تعريف روابط كار :
به مجموعه اي از قوانين ، مقررات ، اصول و شرايطي گفته ميشود كه در روابط كار ميان كار ، كارگر و كارفرما حاكم است
مفهوم کلی :
روابط کار در واقع يعني حل و فصل اختلافات و تامين روابط مسالمت آميز كار بر اساس مقررات و استانداردهاي كار و رسیدگی به مسائلي مانند روشهاي مربوط به دادگاههاي كارگري ، اتحاديه هاي كارگري ، سازمانهاي كارفرمايي ، قراردادهاي دسته جمعي ، تنظيم روابط فردي و جمعي كارگر و كارفرما ، امور وابسته به مسائل ايمني و بهداشت ، راههاي برخورد با اعتصابها ، مديريت پرسنلي و .... توجه دارد
اصول و قوانين روابط كار به چه عواملي بستگي دارد ؟
در حقيقت قوانين كار ، بستگي به شرايط سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي حاكم بر روابط كار و كارفرما دارد كه بطور خلاصه شامل موارد زير ميشود:
1) ساختار صنعتي كشور
2) تشكل ها و سازمانهاي كارگري
3) ساختارها ، تاكتيك هاي سازماني و تشكلهاي كارگري براي كنترل تصميمات كارگري
4) عقد نامه ها و پيمانهاي دسته جمعي كارگري
5) چگونگي كنترل و دخالت دولت در تنظيم روابط كار