تئوري دو عاملي هرزبرگ:                                                                                         مباحث جلسه 30-08-86

هرزبرگ با اشاره به دو نياز اساس بشر تئوري دو عاملي خود را اعلام نمود

1)     نياز به دوري از درد و بقاء ( عوامل بهداشتي )

2)     نياز به رشد ، بهبود و ياد گيري ( عوامل برانگيزاننده )

 

مشاغل انگيزشي از نظر هرزبرگ :

بر طبق نظريه هرزبرگ فقط مشاغلي كه جنبه رقابتي داشته و در آنها فرصت پيشرفت ، شناخت ، مسئوليت و رشد وجود دارد موجب انگيزش كاركنان ميشود

تعریف عامل برانگيزاننده :

عواملي كه وجود آنها در سازمانها باعث انگيزش و تحريك كاركنان به كار بيشتر ميشود ولي عدم وجودشان نارضايتي زيادي را در بين كاركنان ايجاد نميكند

تعریف عامل بهداشتي :

عواملي كه نبود آنها در سازمانها باعث نارضايتي كاركنان ميشود ولي وجودشان محرك و برانگيزاننده نيست و فقط به حفظ وضعيت موجود كمك ميكند

عوامل بهداشتي :

سرپرستي فني – روابط بين افراد – حقوق و دستمزد – امنيت شغلي – زندگي شخصي – شرايط كار – منافع حاشيه اي – مقام

عوامل برانگيزاننده :

پيشرفت – شناخت – ترقي – امكان رشد – مسئوليت

 

عامل بهداشت حضور داشته باشد باعث رضايت و نبودش باعث عدم رضايت ميشود

عامل برانگيزاننده ( محرك ) حضور داشته باشد باعث رضايت ميشود و نبودش باعث نارضايتي ميگردد

انتقادات بر مدل هرزبرگ :

1)     عدم بيان كامل مسائل انگيزشي در سازمانها

2)     عدم وجود تمايز آشكار بين عوامل ايجاد كننده رضايت و نارضايتي

فرآيند فشار هاي عصبي :

فشارها ي عصبي به دو شكل وارد ميگردد 1) فشار سازماني 2) فشار غير سازماني

در هردوحالت وجود اينگونه فشارها باعث ميشود برروي كاركنان  بصورت الف) فشار عصبي مثبت و ب) فشار عصبي منفي وارد گردد

فشار عصبي مثبت به سه حالت است

1)     پيامدهاي سازنده شخصي و سازماني

2)     كوتاه مدت

3)     بلند مدت

فشارهاي عصبي منفي به سه حالت است

1)     پيامدهاي ويرانگر شخصي و سازماني

2)     كوتاه مدت

3)     بلند مدت

 

 عوامل فشارهاي عصبي فردي را بيان كنيد:

حجم زياد كار – حجم كم كار – ابهام در نقش – تعارض نقش – عدم مشاركت در تصميم گيري – عدم حمايت همكاران – مسئوليت براي ديگران – ارشيابي نامناسب عملكرد – شرايط محيط كاري و مشكلات فني

راه حلهاي پيشنهادي افزايش بهره وري :

1-     توسعه فيزيكي منابع ( وامهاي بين المللي و خارجي – جلب سرمايه هاي خصوصي )

2-     كاهش مصرف ( كاهش مصرف سراني – كنترل رشد جمعيت )

3-     افزايش بهره وري (  الف-چه توليد كنيم و چه چيزي را تامين نمائيم ( اثربخشي ) ب- چگونه توليد و تامين كنيم ( كارايي)

 

مزاياي افزايش بهره وري واحدهاي مولد سازمانهاي يك جامعه :

1)     در كشاورزي : خوراك بيشتر ، ارزانتر و بهتر

2)     درصنعت : پوشاك و مسكن بيشتر و ارزانتر

3)     در واحدهاي خدماتي ( دولتي و خصوصي) : امنيت و اننظامات ، بهداشت و درمان ، آموزش و پرورش ، امكانات ورزشي و سرگرمي و تفريح بيشتر ، ارزانتر و بهتر

با ورود گزينه بهره وري در واحدهاي مولد به هدف اجتماع كه همان رسيدن به رفاه كاميابي افراد جامعه است نزديكتر ميشويم

به زبان ساده مديريت يعني :

دانش افزايش بهره وري در سطح سازمان